تورم، فاصله طبقاتی را تعمیق و حس بیعدالتی را تقویت میکند؛ در نتیجه، اعتماد مردم به نهادها و قانون کاهش مییابد.در بلندمدت، این بیاعتمادی اجتماعی از خود تورم خطرناکتر است.
۴۱۴۴ مطلب
تورم، فاصله طبقاتی را تعمیق و حس بیعدالتی را تقویت میکند؛ در نتیجه، اعتماد مردم به نهادها و قانون کاهش مییابد.در بلندمدت، این بیاعتمادی اجتماعی از خود تورم خطرناکتر است.
تا زمانی که دانشگاه به جای تحلیل، سکوت را انتخاب کند، جامعه محکوم به تکرار اشتباهات خود در یک سردرگمی مداوم خواهد بود. شفافیت اجتماعی (رهایی از بلاتکلیفی) نه از طریق اجبار، بلکه از طریق روشنگری عمیق و مستمر فکری میسر میشود و این امر بدون دانشگاهی فعال و جسور غیرممکن است.
برای عبور از بحران، باید بپذیریم که بحران وجود دارد، اما اگر دستاندرکاران و مسئولان این بحران را نپذیرند، وضع با همین بحرانها پیش خواهد رفت، کما اینکه ظاهراً به این باور رسیدهاند دوازده روز مشکلاتی برای کشور پیش آمد و حل شد و باید با تمام قوت به تنظیمات کارخانه بازگشت.
در جنبشهای اجتماعی طبقات نقش بسزایی دارند. در نگرش مارکسیسم کلاسیک، تعارض بین طبقات است که سرانجام به انقلاب منتهی میشود. البته دیرزمانی است که دیگر از انقلاب خبری نیست، اما این به آن معنا نیست که جامعه دچار تحولات و دگرگونیهای اساسی نمیشود.
«جامعهای که داستانهای مردماش شنیده نمیشود، دیر یا زود به چرخهای از خشونت و بیتفاوتی گرفتار میشود. بیتفاوتی شاید در ظاهر آرام باشد، اما درحقیقت، مخربترین احساس انسانی است. پوستهای است که روی دردها کشیده میشود، اما آن زیر، اضطراب، یأس و خشم جریان دارد.»
مسعود نیلی، اقتصاددان، با بیان اینکه « جامعه در آستانه انفجار اجتماعی است»، گفت: «۳۱ نفر از هر ۱۰۰ ایرانی فقیرند. فقیری که فقط کمبود درآمد نیست، بلکه از دست رفتن تجربهی رفاه، آن را به مراتب خطرناکتر کرده است.»
آقای پزشکیان، مشکل اساسی کشور، چیزی نیست به جز، بیرون افتادگی از حیات جهان مدرن، بیرون افتادگی از ارتباط با جهان امروز. مشکل اساسی مملکت همین است و بهتر است شما روی حل این مسئله متمرکز باشید. اگر توانستید در این سطح عمل کنید، ان وقت است که بسیاری از مشکلات امروز از بین رفته یا به حاشیه رانده می شوند و بسیاری از مشکلات دیگر دیده می شوند یا ظهور می کنند که شاید تا دیروز این مشکلات را نمی شناختید. مشکل اصلی کشور این است.
ویدئویی فرو ریختن یک ساختمان در شهر قهرمانمرعش ترکیه را ثبت کرده است که طی آن یک کارگر زیر آوار جان باخت.
از دید من ناترازی اصلی کشور، ناترازی عقلانیت است. یعنی کمبود عقلانیت یا فقدان آن در مواجهه با تغییر و تحولات بنیادینی که هم در جهان رخ می دهد و هم در جامعه ایرانی رخ می دهد.
«امنیت با حرف و شعار حاصل نمیشود. جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به امنیت واقعی و پاکسازی اجتماعی نیازمند است. در کلانشهرهایی مانند تهران و مشهد، متأسفانه برخی اراذل و اوباش با اطمینان از عدم برخورد قاطع، به راحتی امنیت شهروندان را تهدید میکنند.»