معتمدی این ادعا را مطرح کرده که نازیآباد ابتدا ۲۰سکنه داشت و با گذشت زمان به یکی از بزرگترین محلههای تهران تبدیل شد. او در کتاب «جغرافیای تاریخی تهران» از «نازآباد» در زمان ناصرالدین شاه به عنوان «املاک خالصه» یاد کرده است.
۳۰۷ مطلب
معتمدی این ادعا را مطرح کرده که نازیآباد ابتدا ۲۰سکنه داشت و با گذشت زمان به یکی از بزرگترین محلههای تهران تبدیل شد. او در کتاب «جغرافیای تاریخی تهران» از «نازآباد» در زمان ناصرالدین شاه به عنوان «املاک خالصه» یاد کرده است.
هوش مصنوعی، تصویری از سگ محبوب ناصرالدین شاه را منتشرکرد.
ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمیکرد. خود او نام یادداشتهایش را «روزنامه» گذاشته بود؛ این روزنامهها جزئیاتی بسیار جالب و خواندنی از کارها و احوالات روزمرۀ شاه و درباریانش را در اختیار ما میگذارند. در اینجا گزیدهای از خاطرات یک روز از سفر سوم شاه به فرنگستان را میخوانید.
یکی از مهمترین و بانفوذترین این خواجهها، شخصی به نام آغانوری بوده است. در اینجا توضیحات تاجالسلطنه را دربارۀ وضع و حال و وظایف آغانوری ملاحظه خواهید کرد.
کتاب خاطرات زهرا خانم تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه و تورانخانم، یک گنجینۀ تاریخی است که جزئیاتی خواندنی از زندگی در دربار قاجار را در خود جمع دارد. تاجالسلطنه در این یادداشتها اغلب با نگاهی انتقادی به شیوۀ سلطنت شاهان قاجار از جمله پدرش نگاه میکند.
ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمیکرد. خود او نام یادداشتهایش را «روزنامه» گذاشته بود؛ این روزنامهها جزئیاتی بسیار جالب و خواندنی از کارها و احوالات روزمرۀ شاه و درباریانش را در اختیار ما میگذارند. در اینجا گزیدهای از خاطرات یک روز از سفر سوم شاه به فرنگستان را میخوانید.
تاجالسلطنه اعتقاد دارد که تعداد زیاد همسران و کنیزان پدرش باعث شده بود که او در عمل از محبت و عشق واقعی محروم بماند و در نتیجه گربه را طرف دوستی و محبت خود قرار داده بود؛ اظهار تاسف دختر ناصرالدینشاه از شیوۀ سلطنت پدرش نیز از نکات جالبتوجه این بخش از خاطرات اوست.
تاریخ مشهد تصویری از نقاشی ناصرالدین شاه را منتشر کرده است.
در خاطرات ناصرالدین شاه آمده است: شخصی که رئیس کمپانیهایی است که در کارون باید کار بکنند آمد اجازه خواست خطبه بخواند، به ملکم فرمودیم بپرس مختصر است یا مطول؟ همینکه ملکم پرسید بیاختیار تمام مردم خندیدند، ما هم زیاد خندیدیم، مردم همچو تصور میکردند که منظور ما این بود که خطبه خواندید جواب دادیم، دیگر چونهدرازی چه میکنی؟ مردیکه خیلی خفیف شد...
ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمیکرد. خود او نام یادداشتهایش را «روزنامه» گذاشته بود؛ این روزنامهها جزئیاتی بسیار جالب و خواندنی از کارها و احوالات روزمرۀ شاه و درباریانش را در اختیار ما میگذارند. در اینجا گزیدهای از خاطرات یک روز از سفر سوم شاه به فرنگستان را میخوانید.