یکی از دلاورترین شخصیتهای زن در تاریخ اساطیر ایران و جهان، بدون شک بانوگشسب است. باوجوداینکه هرگز در شاهنامه نامی از این شخصیت مهم بهمیان نیامده، اما روایتهای بسیاری درمورد او وجود دارد.
۵۵ مطلب
یکی از دلاورترین شخصیتهای زن در تاریخ اساطیر ایران و جهان، بدون شک بانوگشسب است. باوجوداینکه هرگز در شاهنامه نامی از این شخصیت مهم بهمیان نیامده، اما روایتهای بسیاری درمورد او وجود دارد.
چنانکه متونِ ادبی فارسی و پژوهشهای شاهنامهشناسان نشان میدهند، نامِ «کوروش» آنگونه که امروز انتظار میرود، در شاهنامه به صورتِ صریح و مستقل حضور ندارد یا جایگاهِ برجستهای نیافته است. فهمِ این پدیده برای مطالعاتِ تاریخی - ادبی حائز اهمیت است، چراکه نشاندهنده چگونگیِ شکلگیریِ حافظه تاریخی، عواملِ برجستهسازی یا حذف شخصیتها و تعامل میان اسطوره و تاریخ در متنهای حماسی است.
شاهنامه صرفاً روایت یک سلسله جنگهای کهنه پادشاهان و پهلوانان نیست، شاهنامه ظفرنامهنویسیِ فلان پادشاه یا بهمان سلسله برای عرض چاکری و جان نثاری نیست، شاهنامه همچنین صرفاً کنار هم قرار دادن یکسری داستانهای اخلاقی و خردمندانه هم نیست، شاهنامه بیانگر فلسفه تاریخ و خودآگاهی هویتی ملت ایران است! شاهنامه «ایران»ی است که به ایرانی بودن خود می اندیشد! آری به همین دلیل است که هر کس بخواهد بداند ایران چیست؟ و ایرانی کیست؟ در نخستین گام به او آدرس شاهنامه را می دهند! آری شاهنامه خوانی چیزی جز خودخوانی و…
کارگردان فیلم «ماهی در قلاب» گفت: «برای ما شاعرانی چون سعدی، حافظ و مولانا قابل احتراماند و در خانوادههای ما همه این اشعار را میخوانند. شما در تاجیکستان کافی است یک مصرع از حافظ بخوانید؛ بلافاصله نفر مقابل آن را ادامه میدهد.»
شاهنامه صرفاً روایت یک سلسله جنگهای کهنه پادشاهان و پهلوانان نیست، شاهنامه ظفرنامهنویسیِ فلان پادشاه یا بهمان سلسله برای عرض چاکری و جان نثاری نیست، شاهنامه همچنین صرفاً کنار هم قرار دادن یکسری داستانهای اخلاقی و خردمندانه هم نیست، شاهنامه بیانگر فلسفه تاریخ و خودآگاهی هویتی ملت ایران است! شاهنامه «ایران»ی است که به ایرانی بودن خود می اندیشد! آری به همین دلیل است که هر کس بخواهد بداند ایران چیست؟ و ایرانی کیست؟ در نخستین گام به او آدرس شاهنامه را می دهند! آری شاهنامه خوانی چیزی جز خودخوانی و…
شاهنامه صرفاً روایت یک سلسله جنگهای کهنه پادشاهان و پهلوانان نیست، شاهنامه ظفرنامهنویسیِ فلان پادشاه یا بهمان سلسله برای عرض چاکری و جان نثاری نیست، شاهنامه همچنین صرفاً کنار هم قرار دادن یکسری داستانهای اخلاقی و خردمندانه هم نیست، شاهنامه بیانگر فلسفه تاریخ و خودآگاهی هویتی ملت ایران است! شاهنامه «ایران»ی است که به ایرانی بودن خود می اندیشد! آری به همین دلیل است که هر کس بخواهد بداند ایران چیست؟ و ایرانی کیست؟ در نخستین گام به او آدرس شاهنامه را می دهند! آری شاهنامه خوانی چیزی جز خودخوانی و…
دکتر مهری بهفر، نویسنده و پژوهشگر توضیح میدهد که چرا به سهراب، اسفندیار و سیاوش «آدم زیادی» شاهنامه میگویند.
توسل به طنز بخشی از فرهنگ و ادبیات ما ایرانیان است و قلههای ادب فارسی، از گذشته تا امروز، هر کدام به فراخور، دستی در این حوزه داشته و طبعآزمایی کردهاند و اما شرط موفقیت طنز، نادیده گرفتن خط قرمزهاست، ولی جامعه ما، جامعهایست پر از خط قرمز که بسیاری از آنها اصلاً دیده نمیشود و فقط وقتی متوجه وجودشان میشویم که از آنها عبور کردهایم.
کار به جایی رسیده است که فردوسی و اشعار او، دستمایه شوخی های کمدینی شدهاند که پیش از این با شخصیت طنز بی ادب و فحاش معروف شده بود.
شاهنامه صرفاً روایت یک سلسله جنگهای کهنه پادشاهان و پهلوانان نیست، شاهنامه ظفرنامهنویسیِ فلان پادشاه یا بهمان سلسله برای عرض چاکری و جان نثاری نیست، شاهنامه همچنین صرفاً کنار هم قرار دادن یکسری داستانهای اخلاقی و خردمندانه هم نیست، شاهنامه بیانگر فلسفه تاریخ و خودآگاهی هویتی ملت ایران است! شاهنامه «ایران»ی است که به ایرانی بودن خود می اندیشد! آری به همین دلیل است که هر کس بخواهد بداند ایران چیست؟ و ایرانی کیست؟ در نخستین گام به او آدرس شاهنامه را می دهند! آری شاهنامه خوانی چیزی جز خودخوانی و…