متهم گفت: من به خانه عمویم رفتوآمد زیادی داشتم. زمان رفتوآمدهایش را هم میدانستم. از طرفی او خیلی به من اعتماد داشت. تمام کارهایش را من انجام میدادم و فکر نمیکردم که کسی به من شک کند. با اینکه کلید داشتم باید صحنهسازی میکردم. قفل در را تخریب کردم و برای دزدی به خانهاش رفتم. سه بار این سرقتها را انجام دادم. یک لباس یک دست مشکی هم خریدم تا شناسایی نشوم و لو نروم.