ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۶۳۱۷

چرا صدا و سیما قافیه را باخته است؟

چرا صدا و سیما قافیه را باخته است؟

«مسئله یک برنامه نیست؛ شیوه تفکر است که مانند یک نیرو در تعبیر علمی فیزیک از بین نمی‌رود بلکه از جسمی به جسم دیگر منتقل می‌شود. اثر آن به صورت تغییر انرژی یا انتقال حرکت در سیستم ظاهر می‌شود.» از دید کارشناسان مرجعیت صداوسیما با بحران وجودی طرف است.

فرارو- بغض و خشم مردم نسبت به صداوسیما ترکید؛ خشمی که با برکناری مدیر شبکه افق فرونمی‌خوابد.

به گزارش فرارو، تجربه به کارشناسان و مردم نشان داده که مدیران معزول صداوسیما اغلب با دریافت حکم جدید دوباره به جایگاه مدیریتی بازمی‌گردند. از دید آنان این چرخه، تداوم تفکر حاکم بر سازمان را نشان می‌دهد. حالا نه تنها منتقدان این رسانه بلکه کارشناسان دایره امن آن با ارزیابی مساله هشدار می‌دهند که صداوسیما لب پرتگاه برای بازگرداندن جایگاه خود مسیر پرپیچ‌وخمی پیش رو دارد؛ پرسش مطروحه این است که این رسانه اصلا برای چه و که برنامه می‌سازد؟ برای ترمیم وضعیت خود چه کاری باید انجام؟ مردم چه فکری در مورد این رسانه دارند؟

در مورد صداوسیما چه می‌گویند؟

بالغ بر ۴۸ هزار کارمند، صدها شبکه و پیش‌بینی بودجه ۴۳ هزار میلیارد تومانی برای سال ۱۴۰۵، به همراه امکانات گسترده رسانه‌ای، در اختیار صداوسیما قرار دارد؛ با این حال، بحران مرجعیت این سازمان را تهدید می‌کند. چالش پیش‌روی رسانه ملی، برنامه‌ریزی و تعیین خط و مشی برای تولید محتوا در برهه‌ای است که از دست دادن اعتماد مخاطب، قریب‌الوقوع به نظر می‌رسد و نگاه بدبینانه‌ای میان مردم ایجاد کرده است.

تجربه معزولان و چرخه مدیریتی

مریم، ۲۷ ساله، درباره بودجه درخواستی صداوسیما می‌گوید: «از اینکه نان شب برای خوردن نداشته باشیم ولی هزاران کارمند صداوسیما حقوق بگیرند، راضی نیستم. زندگی روزمره ما در این روزها قدم‌به‌قدم با اخبار طی می‌شود، اما نه گام رو به جلو. درگیر چرخه‌ای ناامیدکننده شده‌ایم. از صداوسیما انتظار می‌رفت مردم را از این چرخه بیرون بکشد، اما چنین چیزی نمی‌بینیم و با برکناری یک مدیر، جگر سوخته ما آرام نمی‌گیرد. مطمئنم هیچ تهدیدی متوجه آن مدیر نخواهد بود و برای بخش بزرگی از مردم صداوسیما تمام شده است

سعید رجبی‌فروتن، فعال فرهنگی، نیز دیدگاهی مشابه دارد و می‌گوید: «تجربه نشان داده است که معمولاً کار با برکناری مدیران خطاکار خاتمه یافته تلقی می‌شود و وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد، مدیر معزول با دریافت حکم جدید دوباره بر صندلی تازه مدیریتی جلوس می‌کند.»

بحران وجودی برای صداوسیما

محمدحسن، ۳۱ ساله، درباره انعکاس اخبار در رسانه‌ها توضیح می‌دهد: «تبدیل به تحلیلگر خبر شده‌ایم، چون مجبوریم برای برنامه‌ریزی زندگی از اخبار مطلع باشیم. اما صداوسیما وضعیت جامعه را شبیه مدینه فاضله تصویرسازی می‌کند و شبکه‌های فارسی خارج از کشور مدینه فاسده.»

مرضیه نیز از برنامه خط‌خطی خشمگین است و می‌گوید: «مسئله یک برنامه نیست؛ شیوه تفکر است که مانند یک نیرو در تعبیر علمی فیزیک از بین نمی‌رود بلکه از جسمی به جسم دیگر منتقل می‌شود. اثر آن به صورت تغییر انرژی یا انتقال حرکت در سیستم ظاهر می‌شود.»

خطای بزرگ یا طراحی شده؟

جلال رشیدی‌کوچی، نماینده مجلس یازدهم، نظر مشابهی دارد و با انتقاد از برنامه‌های صداو سیما می‌گوید: «من واقعاً نمی‌توانم بپذیرم که در چنین شرایط حساسی، اجرای یک آیتم یا ریتم برنامه‌ای به صورت اتفاقی و بدون بررسی قبلی روی آنتن برود. حتی بدیهی‌ترین اصول حرفه‌ای رسانه‌ای حکم می‌کند که در این شرایط دقت چندبرابری اعمال شود. به همین دلیل، این ادعا که اتفاق اخیر یک خطای آنی یا انسانی بوده، برای من قابل قبول نیست. ریشه‌های فکری این نوع برنامه‌ها در صداوسیما باید مورد بازنگری قرار گیرد.»

اقدام برای برکناری مدیر شبکه افق جدی نیست

اقدام برای برکنار مدیر شبکه افق، اما اقدامی ستودنی است. با این وجود علیرضا درباره احساس خود از برکناری مدیر این شبکه می‌گوید: «صداوسیما با برکناری این مدیر به دلیل اهانت مجری برنامه «خط‌خطی» به جان‌باختگان دی‌ماه ۱۴۰۴، سعی دارد اعتماد از دست رفته جامعه را بازگرداند. اما تمام اعضای خانواده من که طرفدار صداوسیما بودند، امروز ترجیح می‌دهند تلویزیون را خاموش و به تحلیل‌های اینستاگرامی پناه ببرند. مطمئنم این رسانه با ریزش چشمگیری مواجه می‌شود، چون در این برهه حساس تاریخی خوب عمل نمی‌کند.»

سقوط آزاد اعتماد به صداو سیما

این گفته علیرضا در حالی مطرح می‌شود که پیش‌تر محسن شاکری‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما، اعلام کرده بود این رسانه از مخاطب ۷۰ درصدی برخوردار است؛ در حالی که طبق نظرسنجی ایسپا در سال ۱۴۰۳ تنها ۱۱.۵ درصد مردم فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیون را دنبال می‌کنند.

برخی تحلیلگران نیز مخاطب ۱۰ درصدی این رسانه را ذکر کرده‌اند که نشان از بی‌اعتمادی به این رسانه است. غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصالح طلب و مدیرمسئول روزنامه توقیف شده هم‌میهن نیز با اشاره به عملکرد صدا و سیما در دهه‌های اخیر، وضعیت فعلی این سازمان را «فاصله گرفته از نقش تاریخی و مرجعیت رســانه‌ای خود» توصیف و تأکید کرد که اعتماد عمومی به رسانه ملی به شدت کاهش یافته است.

امیر دبیری‌مهر، مدیرعامل موسسه علمی مطالعات و بررسی‌های سیاسی و رسانه‌ای اندیشه و قلم، هم پافشاری بر آمار ارائه شده توسط این سازمان را شوخی با آمار برای به دست آوردن عدد بودجه ۱۴۰۵ می‌داند و می‌پرسد: «اگر چنین نیست، تناقض میان این اصرار و ابرام را با عملکرد وحید جلیلی، قائم‌مقام رئیس صداوسیما، که اهمیت قشری خاص و بی‌اهمیتی مخاطب عام برایش بر کسی پوشیده نیست، چگونه می‌توان حل کرد؟»

صداوسیما مرجعیت خود را از دست داد/ درگیر مسائل جناحی و سیاسی شد

زهیر اصفهانی، تحلیلگر سیاسی رسانه و مدرس دانشگاه، در گفت‌وگو با فرارو به بررسی وضعیت صداوسیما پرداخته و می‌گوید: «مهم‌ترین ابزار و نهاد تاثیرگذار، رسانه است. اگر به این ابزار احاطه نداشته باشید، عملا در همه زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حرفی برای گفتن نخواهید داشت. موثرترین و مهم‌ترین ابزار در همه حوزه‌ها، رسانه است. اما مسئله سواد رسانه‌ای چیست؟ مهم‌ترین ابزار در این زمینه، مطالعه و کسب آگاهی در کنار افزایش قدرت تجزیه و تحلیل اخبار است و مهم‌تر از آن، منتقد بودن است؛ هر مطلب و خبری چه از دوست یا دشمن را بدون دلیل، ادله متقن و بررسی نباید قبول و تایید نماییم.»

او می‌افزاید: «متأسفانه این سازمان مرجعیت خبری داخلی خود را از دست داده است. این مسئله باعث شده رسانه‌های فارسی خارج از کشور، هدایت و رهبری جریان‌های فکری و خبری در ایران را به دست بگیرند. علت اصلی این اتفاق، این است که صدا و سیما، فارغ از نیاز به افراد به‌روز، آگاه و دارای وسعت بینش، متاسفانه درگیر مسائل جناحی و سیاسی شده است. درست است که هیچ رسانه‌ای در دنیا بی‌طرف نیست و هر رسانه‌ای تابع تمایلات و دیدگاه‌های فکری متولیان خود است، اما می‌توان رسانه‌ای منصف و مستقل داشت.»

فقدان یک دکترین تبلیغاتی واحد و منسجم در کشور احساس می‌شود

این تحلیلگر سیاسی اصولگرا می‌گوید: «این ضعف فقط مربوط به صدا و سیما نیست؛ در دستگاه تبلیغاتی دولت نیز به وفور دیده می‌شود. رهبری بارها به این ایرادات اشاره کرده‌اند؛ به همین دلیل بسیاری از اقدامات و خدمات نظام در ۴۷ سال گذشته به اطلاع مردم نرسیده است. علت اصلی این مشکل، فقدان یک دکترین تبلیغاتی واحد و منسجم در کشور است. متأسفانه دستگاه‌های متعدد، در زمینه مدیریت راهبردی خبری و تبلیغاتی تاثیرگذار هستند و تصمیمات سلیقه‌ای، دست و پای رسانه‌ها را به شدت مختل و زمین گیر نموده است.»

او می‌افزاید: «با این حال، نباید نسبت به صدا و سیما بی‌انصاف بود؛ آنان حق دارند که در این بازه کمی سردرگم باشند. اما رسانه ملی نیز باید یک متولی واحد داشته باشد؛ افرادی در این حوزه کار کنند که بدانند مختصات فکری، اجرایی و روحیات مردم نسبت به گذشته تغییر کرده است. به قول امیرالمومنین، باید فرزند زمانه خود باشیم.»

نظارت و سختگیری در بزنگاه اجتماعی طبیعی است

از دید این تحلیلگر فضای رسانه: «در همه بزنگاه‌ها و التهابات اجتماعی در کشورهای مختلف، نظارت و سختگیری بر رسانه امری طبیعی است، اما این به معنای قطع صدای مطبوعات نیست؛ چه از نظر اقتصادی و چه از نظر روانی. البته، اگر رسانه‌ای بخواهد در خدمت دشمن عمل کند، وضعیت کاملا متفاوت است. به همین دلیل، لازم است صدای رسانه‌های مستقل هم شنیده شود. با این حال، در برخی موارد خطوط قرمز در کشور فاقد وجاهت واقعی هستند و گاهی شاهد آزادی بی‌محابای بعضی رسانه‌ها در مسائل جنجالی و حتی امنیتی هستیم و گاهی در یک مسأله ساده با محدودیت مواجه می‌شوند. نتیجه این بی‌قاعدگی، متضرر شدن روزنامه‌ها و رسانه‌های مستقل است.»

تا سه سال آینده نقش بازدارندگی در نظارت و هدایت مطبوعات کمرنگ می‌شود

او در نهایت تاکید دارد: «در عصر کنونی که تکنولوژی و اینترنت ماهواره‌ای آزاد به سرعت در حال رشد و گسترش است و تا کمتر از دو یا سه سال آینده ممکن است نتوانیم نقش بازدارنده‌ای در هدایت و حتی نظارت مطبوعات داشته باشیم. بنابراین بهتر است قبل از آنکه دیر شود، نسبت به فرهنگ‌سازی صحیح اقدام کنیم و چارچوبی برای سیاست رسانه داخلی تعریف کنیم که بر اساس خواسته‌های جامعه و رعایت مصلحت‌های واقعی باشد، نه بر اساس سلیقه‌های شخصی.»

با برکناری یک مدیر اعتماد از دست رفته باز نمی‌گردد

سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح طلب، در گفت‌وگو با فرارو با نگاهی انتقادی به عملکرد صداوسیما در این بزنگاه اجتماعی می‌گوید: «بعید است صداوسیما با برکناری یک مدیر بتواند اعتماد از دست رفته مردم را بازگرداند. مدت‌هاست که مردم این سازمان را ننگ می‌دانند؛ این صداوسیما متعلق به مردم نیست و دستورکار شبکه‌های صوتی و تصویری‌ای که آنتن ملی را در اختیار دارند، توسعه و ترویج روایت جریان اقتدارگرای ایران است. به هیچ وجه صدای واقعی ملت در آن بازنشر نمی‌یابد.»

مخاطب پربیننده‌ترین برنامه‌های صداوسیما ۱۰ درصد است/ تهیه‌کنندگان می‌گویند برای مخاطب خاص برنامه می‌سازند

او با اشاره به به پیمایش‌های مخاطبان این شبکه‌ها می‌گوید: «بانگاهی به آن‌ها می‌بینید که بهترین برنامه‌ها از نظر خودشان و با پربیننده‌ترین عملکرد، کمتر از ۱۰ درصد جامعه را جذب می‌کنند. بنابراین روشن است که مشکل صرفاً به کیفیت تولید برنامه‌ها مربوط نمی‌شود؛ بلکه تفکری که پشت تولید این محتواها است، عموماً چنین وضعیتی را رقم زده است.اکثر برنامه‌های ورزشی و برخی فیلم‌ها و سریال‌ها تنها ۱۰ درصد مخاطب خاص دارند. برخی از تهیه‌کنندگان رسانه نیز صریحاً گفته‌اند که برنامه‌ها فقط برای این مخاطبان معدود تولید می‌شوند و این، دستورالعمل سازمان است. دغدغه‌ای هم ندارند که حضورشان در آنتن ملی ممکن است زخمی بر دل داغدار ملت وارد کند یا با رفتارهای غیرمسئولانه، اعتماد عمومی را کاهش دهد.»

یک رسانه ملی برای بیان مواضع رسمی نظام کافی بود اگر صداوسیما خوب عمل می‌کرد

پیشنهاد شریعتی این است که: «حتی اگر در شرایط عادی کارآمد می‌بود و صدای مردم بود، کافی بود یک شبکه ملی برای بیان مواضع رسمی جمهوری اسلامی وجود داشته باشد و باقی شبکه‌ها تعطیل شوند تا بخش خصوصی بتواند تولید محتوا کند، همان‌طور که در همه دنیا رایج است.این سازمان ناکارآمد و بی‌فایده، تنها در حال بودجه‌خواری است و محتوای بی‌مخاطب تولید می‌کند. جز با تعطیلی، هیچ سودی برای ملت ندارد.»

از همان چیزی که می‌ترسیدیم به سرمان آمد

این فعال سیاسی به فرارو می‌گوید: «با مخاطب ۱۰ درصدی، همان چیزی که از آن می‌ترسیدیم اتفاق افتاده و دیگر بحث بازگشت اعتماد به صداوسیما مطرح نیست. مردم به ندرت شبکه‌های صداوسیما را تماشا می‌کنند و معمولاً فقط در مواقع خاص، مانند وقتی که رهبری فرمایشاتی دارند و می‌خواهیم مستقیم ببینیم چه می‌گویند، سراغ آن می‌روند؛ و آن هم به این دلیل است که سایر شبکه‌ها اغلب این لحظات را به صورت زنده پخش نمی‌کنند. در حال حاضر خانواده‌ها برنامه‌ها را از طریق VOD، ماهواره و سرویس‌های آنلاین مثل نماوا دنبال می‌کنند و حتی اگر تلویزیون اسمارت باشد، از یوتیوب و IPTV استفاده می‌کنند. دسترسی به محتوای متنوع و گسترده به قدری افزایش یافته که صداوسیما با این کیفیت فعلی، توان رقابت ندارد.»

شریعتی در نهایت با اشاره به تاثیر صدای رسانه‌های مستقل می‌گوید: «حکومت در حال حاضر روایتی از وقایع ارائه می‌دهد و با استفاده از ابزارهای خود تلاش می‌کند آن روایت را جا بیندازد، اما صداوسیما در این مسیر موفق عمل نکرده است. در ابتدا، اینترنت مسدود شد تا مردم در سکوت خبری به سر ببرند و در آن روزها تنها چند رسانه و کانال خبری خاص فعالیت داشتند. پس از آن، هر کانال یا روزنامه‌ای در داخل کشور که حتی اندکی زاویه یا انتقاد از روایت رسمی داشت، با محدودیت مواجه شد؛ واکنشی که همچنان جای پرسش دارد و بهتر است در آن تغییر رویکرد صورت گیرد.»

نویسنده : طناز سادات حسینی فر
ارسال نظرات
خط داغ